تحويل پروژه

 كد لينك به سايت

 RSS چيست؟

 
 
  امروز ،سه شنبه 16 شهريور 1389
 
     

 فرايند تمر كززدايي در كشور

 

 
 

كد مطلب :  191              تعداد دفعات نمايش : 720                 

 

نگاه ماه نويسنده: غلامرضا تاج گردون

 













نگاه ماه
نويسنده: غلامرضا تاج گردون

فرايند تمر كززدايي در كشور



ديگر مقالات غلامرضا تاج گردون :

















واگذاري اختيارات به استان‏ها در قانون برنامه و بودجه مصوب سال 1351، ريشه دارد. يكي از وظايف سازمان برنامه و بودجه وقت، انتقال اختيارات و منابع هزينه‏اي به استان‏ها بود. در نتيجه اين تصور كه بالا بردن اختيارات استان‏ها در هزينه كردن اعتبارات مربوط به دوره‏هاي اخير است بايد كنار گذشته شود. اين ايده به سال‏هاي قبل از انقلاب بازمي‏گردد. در آن زمان بحث انجمن‏هاي شهري و روستايي هم به گونه‏اي سازماندهي شده بود كه با انتقال اختيارات به استان‏ها، مشاركت‏هاي مردمي هم در تصميم‏گيري فعاليت‏هاي عمومي ميسر شود. انجمن‏هاي شهري - حتي به شكل صوري - در اعتباراتي نقش داشتند كه اختيارش به استان‏ها داده مي‏شد. اين مسئله تا بعد از انقلاب اسلامي ادامه داشت. اين بحث را از اين جهت مطرح كردم كه به چند الزام تمركززدايي اشاره كنم. براي انجام تمركززدايي حتما الزامات آن بايد رعايت شود. مهمترين الزامات عبارتند از: دموكراسي، مشاركت‏پذيري و پاسخگويي بيشتر دولت به مردم. اين سه وجه همگي بر حضور مردم تكيه دارد.
   جلوه اصلي دموكراسي راي مردم است و مشاركت مردمي و پاسخگويي دولت هم متوجه مردم است. بهترين راه آن است كه نهادهاي مردمي را شكل دهيم تا تمركززدايي محقق شود. علت توجه به تمركززدايي آن است كه دولت‏ها با بزرگ شدن تدريجي ديگر قادر به فعاليت صحيح نيستند. يعني دولت بزرگ از نظر كارايي، بهره‏وري و توان تضعيف مي‏شود و ناچار از استفاده از مشاركت مردمي است. با جلب مشاركت مردمي دولت قوانين و مقرراتي تصويب مي‏كند كه مجموعه اين مقررات با مشاركت مردم و فعاليت اجرايي مي‏شود تمركززدايي.
   در متون علمي 20 سال گذشته به تدريج براي تمركززدايي تقسيم‏بندي‏هايي قائل شده‏اند. به عنوان مثال تمركززدايي اداري، تمركززدايي سياسي، تمركززدايي اقتصادي و تمركززدايي مالي. در حال حاضر بسياري از انديشمندان و بانك جهاني به اين تقسيم‏بندي قائل هستند. براي اجراي تمركززدايي هر 4 مرحله پيش گفته بايد همزمان اجرا شود. نمي‏توانيم تمركززدايي اقتصادي - كه همان خصوصي‏سازي است - را انجام دهيم بدون آنكه در سه قسمت ديگر جلو برويم. همچنين نمي‏شود در بخش سياسي تمركززدايي را پيگيري نكنيم - يعني نهادهاي مردمي و محلي نظارت نكنند - اما به سمت خصوصي‏سازي و واگذار بنگاه‏هاي دولتي برويم. تمركززدايي مالي هم به معناي آن است كه در استان و مناطق منابع را جمع‏آوري و هزينه كنيم. قطعا اجراي چنين امري نيازمند داشتن اختيارات سياسي و اداري محلي است. در نتيجه انديشمندان مي‏گويند هر 4 مرحله همزمان اجرايي شود. در غير اين صورت در بلندمدت با مشكل برخورد مي‏كنيم. اين همان مسئله‏اي است كه امروز ايران با آن مواجه است.
   براي آنكه بتوانيم هر 4 مرحله تمركززدايي را همزمان و به طور كارآمد پيش ببريم، پيش از آن لازم است تراكم‏زدايي انجام شود. انتقال اختيارات اداري مركز به معناي تراكم‏زدايي است. در اين انتقال اختيارات از مركز به شهرها و مناطق دگر سه هدف دموكراسي، مشاركت



مردمي و پاسخگويي بيشتر دولت به مردم مدنظر نيست بلكه تراكم‏زدايي اختيارات با هدف تسريع امور انجام مي‏شود. پس تراكم‏زدايي گام اول تمركززدايي است. اشتباهي كه بارها در ايران اتفاق افتاده اين بوده كه تراكم‏زدايي را با تمركززدايي برابر و مساوي در نظر گرفتيم. در تراكم‏زدايي هيچ كدام از اهداف تمركززدايي محقق نمي‏شود. حتي انتقال اختيارات از مدير مركز به مديران مناطق به صورت متمركز صورت مي‏گيرد. در اين انتقال اختيارات، مديري كه اختيارات را دريافت كرده در برابر مدير مافوق خود پاسخگوست و وقتي بهترين كار را انجام داده كه بهترين كار را براي مسئول مافوق انجام داده باشد. برعكس در تمركززدايي مسئول زماني بهترين فعاليت را انجام داده كه مردم از آن رضايت داشته باشند.
   انواع تمركززدايي
   در مطالعات انجام شده چهار نوع تمركززدايي آمده شده است: تمركززدايي اداري، تمركززدايي مالي، تمركززدايي سياسي و تمركززدايي اقتصادي.
   تمركززدايي اداري بازتوزيع اختيار و مسئوليت براي برنامه‏ريزي تامين مالي و وظايف عمومي از دولت مركزي به واحدهاي محلي است. نكته مهم در اين تعريف كه بايد به عنوان نكته كليدي در ذهن ما باشد بحث بازتوزيع است. بازتوزيع به معناي توزيع مجددي است كه بايد در اختياراتي كه مدنظر است انجام بگيرد.
   تمركززدايي مالي حاوي دو نكته مهم است: يك بحث بودجه و ديگري بحث قدرت و اختيار ايجاد درآمد براي تصميم‏گيري در مخارج است ممكن است اين ايراد وارد بشود كه چرا بودجه و اختيار ايجاد درآمد از هم جدا شده‏اند. در اين تعريف منظور از بودجه، شكل ماهوي بودجه است. بودجه به شكل ماهوي بيانگر يكسري رفتارهاي مالي دولت است كه نمي‏توان اين مجموعه رفتارها را صرفا در چارچوب درآمد قرار داد. هزينه، تعادل‏هاي مالي و بودجه‏اي و غيره مجموعه عواملي هستند كه در بودجه قابل تعريف هستند. بحث ايجاد درآمد براي تصميم‏گيري به معناي دادن اختيار در بحث بودجه براي ايجاد درآمد است كه اين دو را در كنار هم قرار داده‏ايم.
   تمركززدايي سياسي، انتقال اختيار به نهاد محلي موردنظر است. به عبارت ديگر قدرت بيشتري به شهروندان يا نمايندگان منتخب آنان در تصميم‏گيري‏هاي عمومي منتقل مي‏شود. اين بحثي است كه تقريبا در تمامي محافل به آن پرداخته مي‏شود و سياست‏هايي هم براي آن طراحي شده است، سياست‏هايي كه با گسترش دموكراسي، حضور شوراها و بالا رفتن تاثير راي مردم در تصميم‏گيري‏ها و سرنوشت خود همراه است.
   تمركززدايي اقتصادي به معناي انتقال وظايفي از دولت به بخش خصوصي است كه اين وظايف پيش از آن به صورت اختصاصي توسط دولت انجام مي‏شد. به عبارتي مي‏توان گفت اين همان خصوصي‏سازي و مقررات‏زدايي است كه در حوزه اقتصادي آنها را از بحث مالي تفكيك كرده‏اند.
   تمركززدايي در برنامه‏هاي توسعه
  
   بحث تمركززادايي به دلايل چندي چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامي به درستي در كشور انجام نشده است. پيش از انقلاب ساختار حكومتي و بعد از انقلاب ساختار قانون


صفحه 1


فرايند تمركز زدايي در كشور -2
فرايند تمركز زدايي در كشور -1




 ) نظرات شما:

 
 نام
 email
 سايت
 
 نام و آدرس پستي شما محفوظ است.

 

 تاريخ آخرين بروز رساني : 1/6/2010 12:20:51 PM